X
تبلیغات
چهره بلاگ

چلچراغ محبت
مادر، صفا و صمیمیت و صداقت، گلابِ گلبرگ های وجود توست. عشق و ایمان در پیشانی بلند تو، موج می زند. چشمانت چلچراغ محبت است. چشمه های مهربانی از چشم های تو سرچشمه گرفته است. 
لب هایت پیام آور شادترین، لبخندها و نگاه مهر آشنایت، زلالِ دل نوازترین عاطفه هاست. قلب تو، رود همیشه جاری عشق است. از سایه مهربان دست هایت گل مهر می روید. نسیم، چهره بر گام های تو می ساید. مادر، روزت مبارک باد.



تاریخ : شنبه 30 فروردین‌ماه سال 1393 | 09:16 | نویسنده : عباس | نظرات (1)

قطعه فیلمی از هیئت در روز شهادت حضرت زهرا(س)-1393/1/14 نصرآباد

برای دریافت کلیک نمایید



تاریخ : جمعه 15 فروردین‌ماه سال 1393 | 23:04 | نویسنده : عباس | نظرات (1)

دیروز صبح نصرآباد حال و هوای دیگری داشت گویی دوباره روز عاشورا بود.پیراهن های مشکی،زنجیر،طبل و بیرق عزا ،همه، ارادت نصرآبادی ها به حضرت فاطمه(س) را نشان می داد. جای همه عزیزانی که نبودند خالی.انشا الله سال آینده با حضور همه نصرآبادی ها فاطمیه را عاشورایی برگزار کنیم.



تاریخ : جمعه 15 فروردین‌ماه سال 1393 | 22:49 | نویسنده : عباس | نظرات (0)

 سلام همولایتیها،دوستان گل و مهربان و با وفا و همراهان همیشگی

  و امشب درست 4سال از زمان تولد وبلاگ نصرآباد عزیز می‏‌گذرد . شامگاه 15اسفندماه 88. ..! و از فردا پنجمین بهار زندگیشو شروع میکنه . نمی‏‌دانم چرا یک‏‌دفعه تصمیم گرفتم که روزانه‏‌های وطنم را بنویسم، ولی هرچه بود نیاز شدیدی بود که نمی‏‌توانستم جلویش را بگیرم... این بود که «روزانه‌‏های نگین فرهنگی سبزوار» متولد شد و کامنت‏‌های شما ذره ذره در رگ‏‌هایش تزریق شد و به آن جان بخشید.

     به آرشیو که نگاه می‏‌کنم کلی خاطره برایم زنده می‏‌شود؛ از تمام لحظات و احساساتی که ثبت شد....

و خدای مهربان را شاکرم که توانسته باشم در این محیط مجازی گوشه ای از عظمت نصرآباد را به نمایش گذاشته باشم. و در حد توانم آنرا به روز کرده باشم و همولایتیهای عزیزم را در جریان اخبار روستا قرار داده باشم.

و اکنون نصرآباد عزیز با 2 وبلاگ در فضای مجازی فعالیت میکنه. واز این جهت خوشحالیم که کمتر شرمنده دوستانمان می شویم .

دوستدار شما عباس



تاریخ : پنج‌شنبه 15 اسفند‌ماه سال 1392 | 09:25 | نویسنده : عباس | نظرات (5)

بی شک نصرآبادی ها را در سطح شهر سبزوار علاوه بر افراد تحصیلکرده ، به عنوان معماران و بنایان چیره دست ساختمان نیز می شناسند.اما اکنون جوانی با تحصیلات دانشگاهی و آکادمیک و با علم روز پای در این عرصه نهاده است که پیشرفت های زیادی نیز کسب نموده است."محمد علی نصرآبادی"مدیر شرکت ساختمانی خط و طرح بیهق که پروژه های زیادی را نیز در سطح شهرستان به انجام رسانیده است این روزها در نمایشگاه صنعت ساختمان شرکت کرده است از همه عزیزان دعوت می نمایم با بازدید از این نمایشگاه و غرفه ایشان سبب دلگرمی و پشت کار بیشتر وی وهمه جوانان موفق نصرآباد گردید.محل نمایشگاه سالن میلاد واقع در 3 راه امداد جنب دانشکده فنی و مهندسی عیرانتفاعی بیهق



تاریخ : جمعه 2 اسفند‌ماه سال 1392 | 00:44 | نویسنده : عباس | نظرات (0)
روستای نصرآباد امروزه جزو شهرستان خوشاب و تا اندک زمانی پیش از توابع سبزوار، امروزه همچون بسیاری از روستاهای دیگر مهاجرت مردمانش را و به خصوص نسل جوانش را به چشم دیده و جمعیتش به مرور کاهش یافته است.به همین میزان نیز از شور و نشاط ویژه روستایی اش کاسته شده و جنب و جوش و هیجانی که بسیاری هنوز با خاطراتش تسکین پیدا می کنند دیگر کمتر یافت می شود. این شعر نیز در همان حال و هوا سروده شده است وخالی از غلو شاعرانه نیست. اوضاع هر چند به تاریکی فضای این شعر نیست اما بی تردید عاری از واقعیت نیز نمی باشد.

روزگاری که ابر خم می شد روی بخت بلند گندمزار
غنچه در چشم مرد گل می داد، روی بر دشت، پشت بر دیوار

موج بر پشت آرزو می زد بارشِ تندِ اشتیاقی نو
سال خوبی شده است شکر خدا! خرمنی پر ز گندم و از جو

مادری با عصای پیری خود، توی گهواره اش سخن می گفت:
« پسرم چشم کار بر راه است، توی گهواره چند باید خفت؟

دشت، آغوش کوشش اش باز است، قد بکش در کنار مادر ِکار
زندگی با تلاش همراه است، پای در راه زندگی بگذار»

دختری تار گیسوانش عشق، چشم بر تار و پود قالی داشت
توی قلبش امید می بارید، روی قالی درخت و گل می کاشت

به امیدی که دم دمای غروب، پای در آب چشمه بگذارد
و به امیّد دیدن عشقش، آهوی تشنه خیز بردارد

نقش در نقش فرش می انداخت، نقشی از مرد آرزوهایش
اشک رازی همیشه مخفی بود زیر  حجمی ز تار مو هایش

***********
حال اما نشانه ای هم نیست از نفس های گرم این مردم
خارها ساکنان این دشت اند، غربت سخت خوشه ی گندم

بخت از خاطرات این مردم مدتی هست  سخت برگشته است
زادگاهی که دوستش داریم دور از ما غریب افتاده است

خانه هایش بدون زندگی اند، کوچه هایش رها شده در باد
هیچ کس توی کوچه هایش نیست، پر ز خالی شده است نصرآباد

دشت هایش بدون سر سبزی، باغ هایش بدون میوه و بار
زخم این روستا عمیق شده است، دست از قلب زخمی اش بردار


تاریخ : سه‌شنبه 15 بهمن‌ماه سال 1392 | 09:27 | نویسنده : عباس | نظرات (0)



تاریخ : جمعه 4 بهمن‌ماه سال 1392 | 03:24 | نویسنده : عباس | نظرات (2)

با سلام و عرض ادب خدمت دوستان  

فک میکنم عکسا خودشون بیانگر همه چیز هستند. پس عکسارو بیخیال میشم و چند تا روایت از هندوانه دیم میگم 

1-بابابزرگم(حاج قاسم) که خدا رحمتش کنه همیشه میگفت هندوانه دیم اگه بخوری تا 7 سال آفت نمیکنی 

2- میگفت هندونه دیمو باید 7 بار تهشو برندی بعد بتی به همسیت(یعنی اینقد خاصیت داره که بعد از چندین بار  هم نباید دور انداخت) 

3- میگن لقمان حکیم که برای طبابت به تمام نقاط دنیا سفر میکرد . یه روز گذرش به نصرآباد افتاد. وقتی به سرآب رسید، پسرش با دیدن پوستهای هندوانه دیم گفت : تو این روستا هیچ مریضی پیدا نمیشه ، پس به راه افتادن به سمت یحیی آباد به سر خرمنها که رسیدن پدرش گفت :برگردید بریم نصرآباد هم یه سر بزنیم چون درسته با وجود هندوانه دیم اینجا نباید کسی مریض شه، اما کسایی هم هستند که وقتی هندوانه رو میخورن تخمه هاشم همونجا تر میشکنن و این خودش باعث دل درد میشه(البته این افسانه رو بابام میگفت تا ما تخمه ها رو نشکنیم)

 

    

چل زره

    

چل زره

  

اینم قدرت خدا(تو عکس پائین اندازه بوتشو ببینید)

   

  

خدائیش...................................



تاریخ : دوشنبه 4 آذر‌ماه سال 1392 | 09:36 | نویسنده : عباس | نظرات (3)

 

   

 

 



تاریخ : پنج‌شنبه 21 شهریور‌ماه سال 1392 | 11:17 | نویسنده : عباس | نظرات (1)

بعداز ظهر دوشنبه مصادف با شب شهادت مولای متقیان فردی بی دین وهتاک با عبور دادن شیشه ای پر از بنزین داخل پیراهنش از مبادی ورودی حرم مطهر حضرت علی بن موسی الرضا(ع) وارد حرم شریف آن حضرت می شود و پس از ورود نزدیک ضریح مطهر فیتیله آن را با فندک روشن و به سمت ضریح پرتاب می کند که خوشبختانه هیچ خسارتی  به حرم وضریح مطهر وارد نمی شود وحتی آتش آن نیز خاموش میشود و فقط بر اثر برخورد شیشه بنزین با ضریح مطهر ،خورده شیشه ها به زیر دست وپای زوار ریخته و چند نفر جراحت مختصری برداشته اند. فرد مذکور در بازداشت بسر می برد.

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد




تاریخ : چهارشنبه 9 مرداد‌ماه سال 1392 | 11:55 | نویسنده : عباس | نظرات (3)

   1      2      3      4      5      ...      12    >>