X
تبلیغات
رایتل
رسوم آیین چهار شنبه سوری در نصرآباد

   

بهار را با چهارشنبه سوری

تابستان را با آفتاب سوزانش

پاییز را با رنگهای آتشینش

و زمستان را

با گرما ی دلنشین اجاق ها

میشناسم

هزار سال است مسلمان شده ام

اما هنوز شعله های زرتشت

در جانم زبانه میزند

آن روزگاری که نصرآباد و کوچه هایش پر از هیاهو بود:

چهارشنبه سوری

 نصرآبادی ها در شب چهار شنبه سوری نزدیک غروب آفتاب  با بوته های خار آتشی در وسط کوچه و یا در صحن حیاط گذاشته و سپس از روی شعله های آتش می پریدند و برای منع پلیدی ها و بلایا این شعر را می خواندند:

                   زردی ما از تو                                   سرخی تو از ما

و برخی این شعر را می خواندند:

                     آلا بدر بلا بدر                             دزد و حیز از دها بدر

سپس آتش را می گذاشتند تا بسوزد و خاکستر شود. انگاه خاکستر را به دست باد می سپردند تا زردی خود را که به آتش داده بودند را از دیارشان ببرد. پس از مراسم آتش افروزی برای دفع قضا و بلا مقداری زغال و اندکی نمک و یک سکه دهشاهی را در کوزه سفالینی انداخته و آن را بالای سر اعضای خانواده می چرخاندند و آن کوزه را از بالای بام خانه به میان کوچه پرتاب کرده و می گفتند : درد و بلای خنه ره رختم به کوچه به معنای درد و بلای خانه را ریختم تو کوچه و از این راه سیاه بختی و شور چشمی را از خانواده خود دور می کردند. سپس اهل خانه دور هم جمع می شدند و شادی می کردند و آجیل و شیرینی می خوردند. آجیل چهارشنبه سوری بی نمک است و شامل انجیر, کشمش, خرما, توت خشکه, فندق, پسته, بادام خام و امثال اینهاست.نصرآبادی هامعتقد بودند که خوردن آجیل بدون نمک در چهارشنبه سوری شگون دارد.

از دیگر مراسم مرسوم در شب چهار شنبه سوری ملافه زنی و پحش آجیل  مشکل گشا به نیت شفای بیمار و بخت گشایی دختران است. و غذای مخصوص این شب نوعی آش(جوش بره) می باشد که با استفاده از سبزی های محلی درست می شود .غدایی بسیار خوشمزه و تند و تیز و پر از سیرو فلفل